نظر علي الطالقاني
196
كاشف الأسرار ( فارسى )
همين ، ايشان را به زهر ستم ، يكانيكان شهيد كردهاند و لهذا با آن كثرت سادات و با آن نهايت تقيّه و گوشهنشينى و احتياط اين بزرگواران ، باز مدام در كمين ايشان بودهاند و به قدر ايشان از احدى خائف نبودهاند و با آنكه در قيد زنجير و كمند اسيرى ايشان بودند مدام از ايشان مانند روباه از شير اسير با زنجير در هراس بودند و به كمتر از كشتن ايشان ايمن نمىشدند . و هر كه اندك رجوع و اطّلاع به كتب تواريخ و كتب احاديث عامّه ، گذشته از كتب خاصّه ، داشته باشد مانند آفتاب اين امر بر او روشن و ظاهر خواهد بود و حالت هر يك از خلفاء ظلم و سلاطين جور با امام زمان خود مانند حالت ابو بكر و عمر و عثمان و معاويه و عايشه و طلحه و زبير و ديگران بود با امير المؤمنين ( ع ) كه با آن عداوت ، مقرّ به فضل او و خائف از او بودند و زبان جز به مدح او نمىگشودند و با آنكه ايشان را سبّ مىنمودند فعل شنيعى و عمل قبيحى به ايشان نسبت ندادند ، و بهانهء عايشه و معاويه جز خون عثمان نبود . و از جلالت ايشان است كه اسماء و القاب و زمان و مكان و اقوال حميده و افعال و كرامات پسنديدهء ايشان در كتب دوست و دشمن ظاهر و مضبوط است و از همهء مخالفين ، جز خوارج كه مانند يزيد پليد و معاويهء عنيدند ، همه بالعيان اظهار جلالت و شأن ايشان مىنمايند ، محبّت و دوستى ايشان را لازم مىدانند . و چه معجزه بالاتر كه ايشان را از شدّت عداوت يا حبّ جاه و سلطنت ، شهيد نمايند و حكم به سبّ ايشان نمايند و مع ذلك انكار فضل و جلالت ايشان نكنند و افتراء بر ايشان نبندند و افعال قبيحه و اعمال شنيعه و سهو و خطا و شبهه به ايشان نسبت ندهند . حتّى يزيد پليد كه طريد و رجيم و مردود اهل آسمان و زمين و دوست و دشمن است سيّد السّاجدين را تعظيم مىنمود و از او خائف بود و روزى كه حضرت در مسجد شام اذن منبر خواست و اهل شام توسّط نمودند اقرار نمود كه از علم او و فصاحت او خائفم و اينها علم لدنّى دارند . آيا جز به امر خدا و اذن خدا ممكن خواهد بود ؟ سوّم آنكه روضات مقدّسه و مشاهد مشرّفهء ايشان به اذن پروردگار عالميان نداى انا الحقّ و صداى انا الولىّ المطلق چنان در داده و فضاى جهان را پر نموده كه احتياج به دليل ديگر نمانده . و هر چه سعى در اطفاى نور خدا نمودند و مردم را از زيارت و مراودت منع نمودند ، جز زيانكارى و نقض غرض ثمرى نديدند . و با خامس آل عبا ، سيّد الشهداء روحى و روح العالمين له الفداء ، آنچه در حيّز امكان بود از ظلم و ستم و سعى در اخفاء نمودند ببين الحمد للّه مآل كار به كجا انجاميده و نور آن بزرگوار چگونه بر